گاه نوشت سرباز پنهان
در اینجا به مرور مطالب مفید و تجربه شده و نظرات یه سرباز جامانده ولی پر انرژی را خواهید دید
قالب وبلاگ
نويسندگان

با تو نگفته بودم از گریه های هر شب
عشقت نشسته بر دل جانم رسیده بر لب
جانم رسیده بر لب
من بی تو سرگردان من بی تو حیرانم
شرحی ز گیسویت حاله پریشانم
بی تابم این شب ها بی خوابم ای رویا
از تو چه پنهان من گم کرده ام خود را
پیدایم کن شیدایم کن
آزادم کن از این سکوته بی پروا
پیدایم کن شیدایم کن
آزادم کن از این سکوته بی پروا

 

♫♫♫♫♫♫

 

بی تابم این شب ها بی خوابم ای رویا
از تو چه پنهان من گم کرده ام خود را
چشمی بگشا بشکن شب را
تا باتو بگذرم از این همه غوغا
پیدایم کن شیدایم کن
آزادم کن از این سکوته بی پروا
پیدایم کن شیدایم کن
آزادم کن از این سکوته بی پروا

 

لینک دانلود 

[ ۱۳٩۳/۱٢/٢٩ ] [ ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ ] [ پنهان ]
چالش سطل آب یخ؛ بیش از 41 میلیون دلار تا الان


چالش یک سطل آب یخ تا به حال چهره های مشهوری از سرتاسر دنیا را درگیر خود کرده که منجر به جمع آوری بیش از 41.8 میلیون دلار برای کمک به بیماران مبتلا به ای ال اس شده است. این افراد از رییس جمهور سابق آمریکا، جرج دبلیو بوش تا جاستین بیبر را شامل می شوند.
این چالش در قالب کمپینی خیریه، همچنان به سلطه خود بر رسانه های اجتماعی ادامه داده و کمک ها به انجمن ای ال اس حتما صرف کشف راه های درمان این بیماری خواهند شد.
تاکنون بیش از 739 هزار اعطا کننده کمک های مالی خود را به این انجمن هدیه داده اند که رقم این کمک ها بیش از دو برابر مبلغ 19.4 میلیون دلاری است که در سال 2013 دریافت شد.
حدود 30 هزار آمریکایی اکنون مبتلا به بیماری ای ال اس هستند که به سلول های عصبی حمله کرده و با وجود فعال بودن کامل ذهن، در نهایت منجر به فلج همه اعضای بدن خواهد شد. از زمان تشخیص بیماری، عمر بیمار دو تا پنج سال پیش بینی می شود. هنوز درمانی برای توقف یا معکوس کردن روند بیماری کشف نشده و داروها فقط روند پیشرفت آن را کند می کنند.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/٦/۸ ] [ ۳:٥٠ ‎ب.ظ ] [ پنهان ]

درست است که هوش مصنوعی هنوز به آنجا نرسیده که بتواند مانند انسان تفکر و تصمیم گیری کند اما حداقل کارهایی که برایش تعریف شده را به درستی و بدون خطا انجام می دهد.اما قدرت تصمیم گیری و تفکر انسان در مواقع ترس و اضطراب به شدت کاهش پیدا کرده و بشر در چنین مواقعی اکثرا تصمیمات نادرستی می گیرد.حال تصور کنید شخصی که مرتکب قتل شده تا چه حد ترس و اضطراب دارد !

 

همین ترس و اضطراب ظاهرا کار دست قاتل داستان ما داده است.Pedro Bravo نام یکی از دانشجویان دانشگاه فلوریدا است که به قتل همکلاسی خود متهم شده.طی تحقیقات پلیس از آیفون وی مشخص شده که وی نه تنها در شب گم‌شدن همکلاسی خود بیش از ۹ بار از نور فلاش دوربین استفاده کرده و موقعیت مکانی گوشی وی نیز با آنچه اعلام کرده بود، مطابقت ندارد ، بلکه در کمال دستپاچگی و سردر گمی سوالی عجیب از دستیار صوتی اپل ، Siri پرسیده است :


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/٥/۳٠ ] [ ٦:٠٤ ‎ب.ظ ] [ پنهان ]

سلام .

چند مدت پیش در پی کسب علومی که در آینده میخواهد بشود پایه و ستون زندگی ام ،مطالعات خاص و هدفمند شروع کردم و در این میان به این مطالب رسیدم که بد نیست که اینجا قید کنم تا هم تلنگر و وزنه های باشد برای مقایس حال و آینده ( گذشته ) خودم ، هم برای شما که بعدا وارد این حوزه میشوید ،راه رفته را نروید .

قبل از اینکه بخواهم موارد را بگویم دو تبصره زیر را مد نظر داشته باشید .

تبصره 1 : این تحقیقات شاید خوب باشد ولی صادق و منبع نمیباشد و هر کس میتواند نقد کند و رد شود .

تبصره دو : با توجه به تغییر در فرآیند بازار سعی شده مطلب کلی باشد .


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/۳/۱٦ ] [ ٧:٥۳ ‎ق.ظ ] [ پنهان ]

«هیچ‌چیز به قدر دیدن یک مادر با بچه‌اش روح‌پرور نیست
و هیچ‌چیز حس حرمت و تقدیس ما را هنگام تماشای مادری‌ که بچه‌هایش وی را احاطه کرده‌اند، بیدار نمی‌کند»
یوهان ولفگانگ گوته

 

میخواستم مطلبی در وصف روز مادر بنویسم و از همه مادران دنیا تشکر کنم دیدم ذهن و و قلمم بسیار ناتوان است که مطلبی بنویسم ..

هرکس به اندازه خود از مادرش تشکر میکند ...

به چند نمونه فیلم و کلیپ در ادامه مطلب  بسنده کردم امیدوارم که قدر پدر و مادر های خود را بدانیم ..


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/۱/۳٠ ] [ ٩:٥٧ ‎ق.ظ ] [ پنهان ]

 

طی شد این عمر تو دانی به چه سان ؟
پوچ و بس تند چنان باد دمان
همه تقصیر من است که نکردم فکری،
و تأمّل ننمودم روزی ، ساعتی یا آنی
که چه سان می گذرد عمر گران؟
کودکی رفت به بازی ، به فراغت ، به نشاط
فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات
همه گفتند: .............

[ ۱۳٩۳/۱/٢٧ ] [ ٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ پنهان ]

سلام .

در ابتدا در اولین پست خود در سال 93 عید باستانی و ایرانی را به همه تبریک عرض میکنم و امیدوارم که همیشه شاد و خوشحال باشید و ایام خود را عیدانه ببنید .

اما این پست را میخواهم متفاوت تر از قبل بنویسم . شاید بتوان کلیدی باشد جهت باز کردن دربهای بسته شده ذهن و روح

طبق هر سال امسال در ابتدای سال مشتاقانه منتظر شنیدن نام جدید سال بودم  که توسط رهبر و امام خود اعلام میگردد تا بعضی ها برایشان نان و بعضی هم تکلیف و بعضی ها هم محفل گپ های روزانه گردد .

نام اعلام گردید . نامی که برعکس چند سال اخیر دیگری نامی نبود جهت درست کردن مطالب و اجرای همایش و سمینار .

بلکه نامی جهت کار و فعالیت . نامی که همچو روز امتحان است و باید دیگر در این زمان امتحان داد نه تازه سراغ خواندن و درک مفاهیم رفت ، بلکه باید مرور کرد و همزمان اجرا کرد .

«اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی»

این نامی است که در آن هم کار میخواهد  و هم درس خواندن و از همه مهمتر همزمانی و یا هم بودن است .

در ادامه یک بازخوانی کوتاه در این ایام جهت امتحان دادن بسیار مفید است .


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/۱/۱۸ ] [ ٤:٢۸ ‎ب.ظ ] [ پنهان ]

 

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

چمدونش را بسته بودیم ،
با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بود
کلا یک ساک داشت با یه قرآن کوچک،
کمی نون روغنی، آبنات، کشمش
چیزهایی شیرین، برای شروع آشنایی …
گفت: “مادر جون، من که چیز زیادی نمیخورم
یک گوشه هم که نشستم
نمیشه بمونم، دلم واسه نوه هام تنگ میشه!”

گفتم: “مادر من دیر میشه، چادرتون هم آماده ست، منتظرن.”
گفت: “کیا منتظرن؟ اونا که اصلا منو نمیشناسن!
آخه اون جا مادرجون، آدم دق میکنه ها،

من که اینجا به کسی کار ندارم
اصلا، اوم، دیگه حرف نمی زنم. خوبه؟ حالا میشه بمونم؟”
گفتم: “آخه مادر من، شما داری آلزایمر می گیری
همه چیزو فراموش می کنی!”
گفت: “مادر جون، این چیزی که اسمش سخته رو من گرفتم، قبول!
اما تو چی؟ تو چرا همه چیزو فراموش کردی دخترم؟!”
خجالت کشیدم …! حقیقت داشت، همه کودکی و جوونیم
و تمام عشق و مهری را که نثارم کرده بود، فراموش کرده بودم.

اون بخشی از هویت و ریشه و هستیم بود،
راست می گفت، من همه رو فراموش کرده بودم!

 

ادامه ...


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٢/۱۱/٢٩ ] [ ٩:٥٧ ‎ب.ظ ] [ پنهان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

صفحات دیگر
امکانات وب